هـمــیــشـــــگــی

 

بنام خدا خالق انسان

بنام انسان خالق غم ها

بنام غم ها به وجود آورنده ی اشک ها

بنام اشک تسکین دهنده قلب ها

بنام قلب ها ایجاد گر عشق

و بنام عشق زیبا ترین خطای انسان

 

 



نویسنده : morteza | جمعه 20 آبان 1390 | 07:44 ب.ظ | نظرات :

 

 

هر شب حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم،


وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم


چشم هایم را باز نمی کنم

 

 تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم

 

اما باز هم جای تو خالی است...

 

 

 

 



نویسنده : morteza | سه شنبه 2 خرداد 1391 | 07:54 ب.ظ | نظرات :

 

میگویی : من تنهایی را دوست دارم؟

 

این بهانه ی خوبی برای جدایی نیست

 

دنیا از آنچه می پنداری کوچکتر است

 

فردا می آید ودر حسرت با هم بودن های دیروز

 

اما افسوس, می دانی؟ دنیا فقط به جلو می تازد

 

خدا نگهدار

 

فقط ای کاش

 

 می توانستی خاطراتت را هم ببری

 

 

من چگونه صدایت را درون خاطراتت پیدا کنم...

 

 



نویسنده : morteza | جمعه 29 اردیبهشت 1391 | 09:26 ق.ظ | نظرات :

 

همیشه سبز می خشکد


همیشه ساده می بازد


همیشه لشکر اندوه


به قلب ساده می تازد

 

 



نویسنده : morteza | پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 | 09:20 ق.ظ | نظرات :

 

معادله به شکل زیر
.
.
=a+(3x10)+re+t+am
.
.
.
.
.
.
 نتونستی حل کنی؟
 
 اول داخل پرانتزو بدست بیاربعد اگه همه رو بزاری کنار هم میشه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
a+(30)+re+t+am=اسیرتم
بامرام
 


نویسنده : morteza | چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 | 08:36 ب.ظ | نظرات :

 

 

تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند
 
 
گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند...
 
 
عاشق که شدی کوچ میکنند...


 

 



نویسنده : morteza | چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 | 08:17 ق.ظ | نظرات :

 

آدما تا وقتی کوچیکن دوست دارن

برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن.

وقتی بزرگتر میشن ، پول دارن اما وقت ندارن.

وقتی هم که پیر میشن ،

پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...

به سلامتی همه مادرای دنیا...

 



نویسنده : morteza | شنبه 23 اردیبهشت 1391 | 10:39 ق.ظ | نظرات :



همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم

که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…

ولی پدر ...

... ... ... ...

یک خودکار شکیل و زیباست

 که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند

خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست

فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …

بیایید قدردان باشیم ...

به سلامتی پدر و مادرها

 

 



نویسنده : morteza | شنبه 23 اردیبهشت 1391 | 08:45 ق.ظ | نظرات :

 

نه،...

دیگر فراقی نیست

حالا بگذار باد بیاید

بگذار از قرائت محرمانه‌ی نامه‌ها و رویاهامان شاعر شویم

دیدار ما و دیدار دیگرانی که ما را ندیده‌اند

دیدار ما به همان ساعتِ معلوم دلنشین

تا دیگر آدمی از یک وداع ساده نگرید

تا چراغ و شب و اشاره بدانند که دیگر ملالی نیست!

حالا می‌دانم سلام مرا به اهلِ هوایِ همیشه‌ی عصمت

خواهی رساند.

یادت نرود گُلم

به جای من از صمیم همین زندگی

سرا رویِ چشمْ به راه ماندگانِ مرا ببوس!

دیگر سفارشی نیست

تنها، جانِ تو و جانِ پرندگان پربسته‌ئی که دی ماه به ایوانِ

خانه می‌آیند

خداحافظ!


 



نویسنده : morteza | چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 | 09:37 ق.ظ | نظرات :

 

« هست » را قدر ندانی ،

 « بود » میشود و چقدر سخت است ،

« هست » کسی « بود » شود ...

 

 

 



نویسنده : morteza | دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 | 09:12 ق.ظ | نظرات :

 


خداحافظ...!

خداحافظ پردهْ‌نشین محفوظِ گریه‌ها

خداحافظ عزیزِ بوسه‌های معصومِ هفت‌سالگی

خداحافظ گُلم، خوبم، خواهرم

خلاصه‌ی هر چه همین هوای همیشه‌ی عصمت

خداحافظ ... ای خواهر بی‌دلیل رفتن‌ها!

خداحافظ...

حالا دیدارِ ما به نمی‌دانم آن کجای فراموشی

دیدار ما اصلا به همان حوالی هر چه باداباد

دیدار ما و دیدارِ دیگرانی که ما را ندیده‌اند.

پس با هر کسی از کسان من

 از این ترانه‌ی محرمانه سخن مگوی

نمی‌خواهم آزردگانِ ساده‌ی بی‌شام و بی‌چراغ

از اندوهِ اوقات ما با خبر شوند!

قرارِ ما از همان ابتدای علاقه پیدا بود

قرارِ ما به سینه‌سپردن دریا و ترانه تشنگی نبود

پس بی‌جهت بهانه میاور

که راه دور و

خانه‌ی ما یکی مانده به آخر دنیاست!



 



نویسنده : morteza | یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 | 09:32 ق.ظ | نظرات :
آخرین مطالب ارسال شده